تبليغات X
هیتر صنعتی
فن سانتریفیوژ
چاپ مقاله
تشک خوشخواب
خرید گیفت کارت
صرافی
سایت گل و گیاه
تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:27 | نویسنده : lafzan | بازدید : 20

سوختم باران بزن ...شاید تو خاموشم کنی...
­
شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی!
­
آه باران من سرا پای وجودم آتش است...
­
پس بزن باران...بزن شاید تو خاموشم کنی...





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:26 | نویسنده : lafzan | بازدید : 22

من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم.
چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند
ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .

­«دکتر علی شریعتی»





امتیاز : 4


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:24 | نویسنده : lafzan | بازدید : 22


قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم

حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم

تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود ، چرا از تو شکایت بکنم ؟!
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم ؟

شاید اینگونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم

شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ی ایمان به تو کافر باشم

دردم این است که باید پس از این قسمتها
سالها منتظر قسمت آخر باشم !!





امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 8 مرداد 1396 | 8:23 | نویسنده : lafzan | بازدید : 21

گفتمش دل میخری پرسید چند ؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده کردو دل زدستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود





امتیاز : 2


طبقه بندی: ،
,